ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
516
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
منتهى به اخلال در واجبات مىشود واخلال در واجبات از موارد هلاكت است . قول ديگرى اين است كه ضمير در صاحبها به خلافت بازگردد وصاحب خلافت كسى است كه امر خلافت را به عهده بگيرد وهر گاه عادل باشد ورعايت حق خدا را بكند در مثل مانند كسى است كه بر شتر چموش سوار باشد . وجه تشبيه صاحب خلافت با سوار بر شتر چموش ، اين است كه هر كس متولّى امر خلافت شود در مداراى با مردم ونظام بخشيدن كارها به وسيلهء قوانين حق ، وهدايت آنها به راه عدالت آشكار ، ناگزير به سختى دچار مىشود كه اگر تفريط وتقصير كند شباهت به كسى دارد كه ناقهء چموش را آزاد بگذارد واگر در تحقّق حقّ وانجام كامل آن افراط كند شباهت به كسى پيدا مىكند كه زمام ناقهء چموش را بسختى بكشد . به عبارت ديگر اين كه سرپرست امر خلافت اگر در حفظ مسائل دين وشرايط آن اهمال وسستى كند تفريط كرده وتفريط أو را به هلاكت مىاندازد ، چنان كه صحابه اين سستى واهمال را به عثمان نسبت دادهاند وبر سر أو آمد آنچه آمد ، اين چنين ولىّ امرى مانند كسى است كه زمام ناقهء چموش را آزاد بگذارد . واگر در انجام مراتب حق به مردم سخت بگيرد ودر كنجكاوى مبالغه ودر مؤاخذه افراط كند موجب دلتنگى وتنفّر طبيعي وپراكندگى آنها مىشود وكار خلافت را بر أو تباه مىكند ، زيرا بيشتر مردم باطل را دوست مىدارند واز فضيلت حق غافلند . اگر متولّى امر خلافت بر آنها سخت بگيرد مانند كسى خواهد بود كه زمام ناقهء چموش را سخت بكشد تا دماغش پاره شود . اين سخن امام ( ع ) از تشبيهات لطيفى است كه در اين جا به كار رفته است . قول ديگر اين كه : منظور از ضمير « صاحبها » نفس مقدّس خودش مىباشد وخود را به سوار ، شتر چموشى كه مواجهه با دو خطر است تشبيه فرموده كه يا بايد از امر خلافت دست بكشد ودر گرفتن آن قيام نكند وكنارهگيرى وعزلت اختيار كند مانند سوار شتر چموش كه مهار آن را آزاد گذارد ،